تاريخ : دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢ | ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : دریاساحلی

شمال شرق شهر گنبدکاووس -  بهار 1389

 سلام ای شهید بزرگوار سلام دوست همیشه سبزسبز!!!!!!!!!!!خوبی تو یاد تو مانند زنجیری بر دیوار قلبمان اویزان است پس بی تو دربهار این دنیا خشک وزرد بودنمان سهل است..... شاخه سبز خیالمان سربه آسمون کشید.....نمی دانم چرا دریای دلمان تحویل نمی گیرد سالی !!که تورا در بر نداشته باشد......عروج سبزت را مگر می توان فراموش کرد.....  

امروز کنار آسمان قطره قطره باران را خواهیم برداشت تا نثار محبت چشمانت کنیم تا فصاحت کلام

دلنشینت در انحنای روح مان جاری گردد و ما از ابتدای روز در حجم وسیع نور ـ تصویر انتهای زمین را با یاد تو

طی خواهیم کرد و پر عاطفه یادت را تا ابد بر صفحه قلبمان پیوند خواهیم زدو تا اصالت خورشید ـ عروج سبز

تواز چشم افتاب را خواهیم نگریست تا شاید مرهمی باشد برای دلهایمان که در اسارت ناباور پاییز است .

تنها اگر دوباره چشمان تو در باور صبح بیدار می شدند زمستا نما ن چه دست کمی از بهار داشت.؟



تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩۱ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : دریاساحلی

گلی زیبا در سرما وبرف.زیبا وپر معنا دیدن هر روزه این گل که

گویی سخنی ارزشمند با ما دارد سرشار از انرژی الهیست استقامت...صبر...پذیرش...زیبایی....شکر موقعیت...زندگی خدایا چه زیبا با ما سخن می گویی چه زیبا پیامهایت را می فرستی چه زیبا راه را نشان می دهی..خدایا سپاس ارتباط با تو چه زیباست.....کلمات قادر نیستند بعضی مفاهیم را بیان کنند فقط می توانم بگوییم با تو همه چیز ارزشمند وگرانقدر است با تو

همه چیز معنا پیدا می کند...



تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳٩۱ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دریاساحلی

بیا نفس بکشیم دراین هوای خزان خیزدراین

نم باران زمین تر شده را بیا به روی بوم سفیدی که خالی از نقش است .پرنده را برای رهایی بی قفس بکشیم بیا نفس بکشیم....

بیا نفس بکشیم 

در این زمان غم انگیز بی اغاز

بیاعاشقانه

تمام بوم زمین را تبلوری ز دیده دلدار ها بکشم

بیا برای همه پرستو ها

تجسمی ز محراب اسمان بکشیم

بیا برای درک خدای  بی همتا

دمی

نماد موبد بی معبدان بکشیم

سراغ دلی می رویم جان بدهیم

بیا برای تنی مهربان باشیم

بیا  نفس بکشیم

بیا نفس بکشیم  



تاريخ : جمعه ٢۸ مهر ۱۳٩۱ | ٥:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : دریاساحلی

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت. 

وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست.

روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست ! 
پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد... 
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، 
زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!! 
آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، 
اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید : چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!! 
به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد. 
پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!

وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمی افتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب میکردند،

بنابراین میبینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود!!! 

ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ میدهد خواست خداوند است .



تاريخ : یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ | ٤:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : دریاساحلی

پروردگارا!

وقتی با لبخندت معبد تاریک دلم روشن میشود وروی سجاده دلم جوهر عشق تو می ریزد وعشق تو حریر سبز ساحل خیالم را میبافد!! انگاه ست که دریای دلم ارام می گیرد......

من به نگاه ارام تو دل بسته ام توبا نورت ساحل قلبم را روشن میکنی بعضی اوقات که روحم خیس از باران تنهای میشود..وقتی پشت درهای بسته دلم می نشینم ودستم را به سوی تو دراز می کنم  در دلم تورا جستجو می کنم ..آوای نالانم با حضورت کم رنگ می شود ..دوست دارم به نگاهت خیره شوم وگیسوانم را به ضریح سیمایت بپیچانم وتا ابد بربنیاد وصف ناشدنیت تکیه کنم ..تورا با چه زبانی بخوانم وچگونه توصیف کنم .......

ای معبودم !!!!!!!!!

نیازمندی به درگاه تو روی اورده است!!!!!

خدایا !اگر من شایسته رحمت وبخشش تو نیستم ....اما توشایسته انی که به لطف توانایت بر من ببخشی ............

پروردگارا از سوی خود رحمتی بر دوستانم ارزانی دار که تنها تو بخشنده ای...

پروردگارا همانطور که افرینش با رحمت و محبت ات اغاز شد .و رحمتت هر چیزی را فرا گرفته است . پس ای رحمان!!!!!! رحمت وبخشندگیت را نثار دوستانم کن هرچند اگر برخی مواقع محبت ورحمتت را از یاد برده ام !!

خداوندا پنجره ی امید وروشنایی را برویشان بگشا و شورو نشاط وانگیزه ی قوی تر از قبل نثارشان کن تا در زندگی با انرژی  فوق العاده وهمت! خستگی ناپذیرتر باشند واز زندگی لذت ببرند...ای سر چشمه زلال بخشش جرعه ای از عشق ورحمتت را نثارشان کن !!  به جسمشان سلامتی به روحشان لطافت!!!!!!!! وارامش را همواره برقلبشان ارزانی دار.....

ای معبود من!!

پس قدمهایشان را به سوی سجاده دلت پذیرا باش...با نگاهت ورحمت بیکرانت بر زندگیشان ببار....وبیابان وجودشان را سیراب کن تا همیشه سبز سبز بمانند....



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : دریاساحلی

 

آرام باش عزیز من ... آرام باش

حکایت دریاست ، زندگی 

گاهی درخشش آفتاب ، برق و بوی نمک ، ترشح شادمانی 

گاهی هم فرو می رویم ، چشمهایمان را می بندیم ، همه جا تاریکیست 

آرام باش عزیز من ... آرام باش 

دوباره سر از آب بیرون می آوریم 

و تلالو آفتاب را می بینیم 

زیر بوته ای برف 

که این دفعه 

درست از جائی که تو دوست داری طالع می شود ...

 

شمس لنگرودی

bipfa_394600_359781607426217_336698_n.jpg - مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .

 

آرامش چیست؟؟؟

 نگاه به گذشته و شکر خدا

 نگاه به اینده و اعتماد به خدا

 نگاه به اطراف و جستجوی خدا

 نگاه به درون و دیدن خدا

 لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...



تاريخ : جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : دریاساحلی

اعتماد به نفس را این گونه تعریف کرده اند که اعتماد به نفس یعنى ایمان به توانایى

هاى ذاتى و استعدادهاى فطرى خویش و ایمان به یارى خداوند در پرورش و گسترش آنها



روان شناسان مى گویند در اعتماد به نفس قدرتى است که توانایى ها و اقتدارتان را دو

چندان مى کند . به خودت ایمان داشته باش، همانطور که به خدا ایمان داری . روح تو

پارهای ازآن« واحد » بزرگ است نیروهایی که در تو هست، مانند دریای عمیق و بیپایان

است.»  بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از اینکه

اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسانها نامحدود است،

بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به

اهدفتان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق

هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند.  خودتان را از شر نق زدن و صداهای منفی درونی

خلاص کنید. این صداهای منفی و منتقد درونی جلوی هرگونه پیشرفتی را می گیرند.

برای رهایی از این صداها می توانید در ذهن خود یک کلید کنترل صدا خلق کنید و هر گاه

احساس کردید که تن این صداها در حال بالا رفتن است، پیچ کنترل صدا را بچرخانید تا

دیگر اثری از آن باقی نماند؛  اگر دائماً صداهایی که در سرتان وجود دارد در حال انتقاد

کردن باشند، فلج می شوید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید ذهن شما ابزاری بسیار

قدرتمند است. وقتی یاد بگیرید چطور از تخیلتان به طریقی مثبت استفاده کنید،

می‌توانید با کمک آن اعتمادبه‌نفستان را بالا ببرید. یک راه برای آن تجسم‌سازی است..

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید 

همیشه به یاد داشته باش تا به فراموشى بسپاری آن چه را که اندوهگینت مى سازد.

اما ...  هرگز فراموش مکن به یاد داشته باشى آن چه را که شادمانت مى سازد . 
«آلبرت هوبارد»



تاريخ : شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ | ٤:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : دریاساحلی

پریشان که می شوی، احساس پریشانی رهایت نمی کند. دلت می خواهد باران بگیرد. بارانی نم نم که بتوانی در زیر آن راه بروی و شعر بخوانی ! با خود یکی از شعر های سهراب را زمزمه کنی ! چه سخت است که دل به بارش روح افزای  باران به بندی اما افکار ناتمامت همچون سیلی تو را در برگیرد و وقتی بخود می ای که ساعت هاست گذشته واحساس می کنی زمان چه زود میگذرد......چقدر خوب که با خود صادق ومهربان باشیم! گاهی  شور احساس نیاز به توضیح ندارد، رفتار و حرکت ها خود بانی پیام های درونی می شوند."ای کاش بشود با تغییر ماهای سال ماهم  تحولی در وجودمان داشته باشیم بجای تلخی می توان رج رج قند در رفتار و سخن مان چید. ویران کردن خود  ، ساده است، اما ساختن دشوار است....چشمانمان راباید برروی نا ملایمات ببندیم وبر فراز زندگی پرواز کنیم 



تاريخ : پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۱ | ٤:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : دریاساحلی

 

پبسی ...

به ما می گفتند: نباید پپسی بخورید، گناه دارد!!!
وقتی به تهران آمدم، اولین کاری که کردم از یک دستفروشی یک پپسی گرفتم. درش تالاپ صدا کرد و باز شد.
بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است.
آن روز ننتیجه گرفتم که گناه شیرین است.



تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ | ۳:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : دریاساحلی

با عرض سلام

به سومین سالگرد فوت بزرگ مردو استاد سنتور ایران نزدیک میشوم(29 شهریور).استاد پرویز مشکاتیان،که هر جا سخنی از موسیقی اصیل ایرانی باشد نام او در زبان ها و کلام ها میفتد و هیچ گاه نگاهش،یادش،بزرگیش و آثار به یادماندنیش فراموش نخواهد شد.

مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتوردرسن 54سالگی به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.

روحش شاد و قرین رحمت الهی.

کنسرت بزرگ عارف به سرپرستی مشکاتیان ـ پائیز 86

 

 

 

 

استاد فرامرز پایور و استاد پرویز مشکاتیان از بزرگان موسیقی سنتی و ساز سنتور بودند که رفتنشان خزان سنتور بود و بس.

 

روحشان شاد و یادشان گرامی باد